خرید بک لینک
باورم نمیشه بالاخره خواب مامانمووو دیدم. مامان جون ممنونم.

مرسی خدا

برچسب: نویسنده: سینا جلالی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:31

بالاخره بعد از تابستون موندن در خوابگاه و دانشگاه و کلی پیگیری برای پروژه، نمره ی این درسمونو لحظاتی پیش دیدم...19 و تماام خدانگهدار لیسانس... پرتال دانشجویی رو که میخواستم ببندم یه لحظه دلم تنگ شد. چ

برچسب: نویسنده: سینا جلالی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:31

نمی دونم این همه سن که از خدا گرفتم، چقدرش مفید بود. واقعا نمی تونم بسنجم...

تو دانشگاه وقتی با کوچکتر از خودم سرکلاس بودم همیشه به مسائلی که براش دغدغه بود خندم میگرفت... نمی دونم چند سال دیگه اگر بلایی سر بلاگفا نیارن، تو چهل سالگی این مطالب رو بخونم چی به ذهنم میاد... اما می تونم حدس بزنم به کوچکی فکرم و نوع ادبیاتم خواهم خندید...

این ویژگی انسانه...

پ.ن: و بعد سکووووووت

برچسب: نویسنده: سینا جلالی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:31

اشکالت نحوه ی فکر کردنته...

رفت دنبالش... اما هیچ کس نتونست اونو یادش بده...یا اگرم بهش گفتن اونقدر پراکنده و ابهام امیز گفتن که بدتر گیجش کردن.

پ.ن: و باز سکوووووووت

برچسب: نویسنده: سینا جلالی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:31

بعد از فوت مامانم، روحیم خیلی حساس شده. زود بهم برمیخوره. این روزها ،به عدد ،۱۰ماهه ولی برای من انگار هر روزش عمری گذشته... نمی دونم این بابت اینه که خودمو زود جمع و جور کردم یا به خاطر سختی روزهایی

برچسب: نویسنده: سینا جلالی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:31

خدایا تو خودگواهی که این مسیر برای هوا و هوس نیست... یعنی حداقل من چیزی که از خودم میدونم اینه... ترس دارم... ترس از راه غلط. ترس از مسیر نادرست. ترس اینکه این همه سال هدفی داشته باشی و آخرش برسی به چ

برچسب: نویسنده: سینا جلالی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:31

باور نمی کنم از اینکه حتی عاجزم از حال خودم بنویسم. و این حال اخیر منه.زمانی بود که هفته ای یک بار به خاطر اینکه هنوز نت خونه نداشتیم ،میرفتم کافی نت و با بهار کلی حرف می زدم و چقدر خوب بود. پیامک می

برچسب: نویسنده: سینا جلالی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:31

دلش آتش گرفته بود. و شاید کباب.

آمد و گفت از بی اعتمادی ها، از بی ادبی های معلم اخلاق...

چرا با کسی که تمام مشکلاتش را در کف دستش گذاشته و از تو به اصطلاح معلم اخلاق طلب کمک خواست، اینطور درخواست وقیحانه کردی؟

شرف و ادب را هم باید در افسانه ها جست. گویا دیوار بی اعتمادی ها تا افسانه ها هم کشیده شده.

این بار چقدر دلم برای دل دوستم سوخت...

برچسب: نویسنده: سینا جلالی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 4:31

صفحه بندی